پایان 8 ماهگی
تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایت بسازم
روزی که به دنیا آمدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید که آرامش بخش روح و روان کسی هستی که با بودن تو دنیا برایش زیباتر است، بهانه ی زندگیم رادوین دوستت دارم
دوشنبه با مامان جون رفتیم تهران سعادت اباد عروسی کلی بهمون خوش گذشت و شما هم نانای نای میکردی تو عروسی یه لحظه تو فکر این بودم که ما کی دوماد میشی خیلی حس خوبی هست 3 صبح تازه رسیدیم خونه اونجا که برف بود ولی نزدیک کرج بارون شدیدی گرفت . وقتی رسیدیم تازه از خواب بیدار شدی تا 4 صبح گردوندمت تا خوابیدی خودمم خیلی خسته بودم ولی خوش گذشت
الان مامی جون برات رورئک خریده دستش درد نکنه . از قبل میخواستیم بگیریم ولی دکتر نمیزاشت می گفت برای پای بچه مناسب نیست ولی الان دیگه از هر چیزی میگیری می ایستی و کنترلت رو از دست میدی با سر میخوری زمین دیشب تو خواب بودم دیدم از من گرفتی بلند شدی بعد با سر اومدی زمین دیگه دیدم نمیشه اینطوری که سرت جایی بخوره بعد مامی جون گفت من براش میخرم
کامل چهار دست پا راه میری از هر وسیله ایی که جلو دستت باشه میگیری بلند میشی . من و بابایی دیگه چند روزه که داریم خونه رو ایمن کنیم خونه خیلی زشت میشه ولی شما برامون مهم تر هستی دور تا دور کنسول رو ابر زدیم دسته های کابینت رو ابر زدیم .........




پایان 8 ماهگی
